سيد محمد على ايازى

363

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

ملاك‌هايى است كه در علم اصول و منطق بررسى شده است ، تأويل كلام ( به دست آوردن معانى باطنى آيات قرآن ) نيز شرايطى دارد كه بىاعتنايى به آنها ، شايسته و پذيرفته نيست و باعث خواهد شد كه كلام ، بدون معيار ، تأويل شود و از قبيل تفسير به رأى گردد . « 1 » توجّه به اين معيارها ، علاوه بر اين كه تأويلات صحيح را از محدودهء تفسير به رأى ، متمايز مىكند ، در بررسى محتوايى و متنى روايات تأويلى نيز مؤثّر است تا خداى ناكرده ، روايات مجعول يا اسرائيليات يا رواياتى كه غاليان ساخته‌اند ، به عنوان روايت تأويلى ائمّه عليهم السلام مطرح نشوند . على رغم تلاشى كه نگارندهء ارجمند پايان‌نامه ، براى جمع‌آورى و دسته‌بندى روايات تفسيرى و تأويلى الكافى كرده است ، امّا به نظر مىرسد در برخى موارد ، عملًا در مرزبندى اين دو و عنوان‌گذارى روايات مربوط به هر كدام ، خلط صورت گرفته است ، چنان كه در رواياتى كه به عنوان روايات تأويلى آورده است ، چندين مورد هست كه به نظر ، مشابه رواياتى است كه براى بخش روايات تفسيرى آورده است كه اگر قرار باشد اين گونه روايات ، دسته‌بندى شوند ، بايد ذيل عناوينى مشترك ، قرار گيرند . پيشنهادها 1 . نويسندهء گرامى ، تنها براى عنوان چهارم مربوط به روايات تأويلى ، توضيح مختصرى آورده و براى ديگر عناوين انتخابى خود ، توضيحى نياورده است ؛ امّا از آن جا كه مثلًا دو عنوان اوّل ، يعنى « مقصود و مراد متكلم » و « مفهوم و مدلول كلام » ، در نگاه اوّل ، بيشتر مناسب عناوينى هستند كه براى روايات تفسيرى باشند ، لذا پيشنهاد مىشود كه ايشان با آوردن توضيحات كافى براى عناوين انتخابى خود ، مقصود و منظورش را براى خواننده ، روشن كند .

--> ( 1 ) . براى تفصيل بيشتر ، ر . ك : تفسير و مفسّران ، ج 1 ، ص 27 - 32 .